صفحه اصلی تماس با ما

ابراهیم اسماعیلت را قربانی کن


دکتر علی شریعتی

.."ابراهیم! اسماعیلت را ذبح کن."!

صریح تر و قاطع تر.

کار "توجیه" سخت دشوار شد، روشنی حقیقت و فشار مسئولیت صریح تر و سنگین تر از آن است که بتوان گریخت.

ابراهیم چنان در تنگنا افتاده است که احساس می کند تردید در پیام، دیگر توجیه نیست، خیانت است، مرز "رشد" و "غَیّ" چنان قاطعانه و صریح، در برابرش نمایان شده است که از قدرت و نبوغ ابلیس نیز در مغلطه کاری، دیگر کاری ساخته نیست.

ابراهیم احساس می کند که در انکار این پیام، ابلیس را اعتراف کرده است.

بر لبه پرتگاه سقوط!

سقوط ابراهیم!

ابراهیم بت شکن، رسول اولوالعزم، بنیانگذار اسلام، راهبر خلق...

از بلندترین قله "توحید"،

به پست ترین لجنزار "شرک"!

و چه می گویم!

شرک؟ نه! شرک، چند خدایی است، پرستش دیگری یا دیگران، با خدا،

و اکنون- به زبانی که قرآن از عبادت سخن می گوید و از توحید و شرک- ابراهیم، در پرتگاه پرستش ابلیس است، به جای خدا! که اینک، به روشنی ابلیس- در جبهه منی- رویاروی الله ایستاده است!

باهیچ حیله ای، نمی توان با هر دو کنار آمد، و نمی توان از هر دو کنار کشید.

نه "همزیستی"، نه "بیطرفی"!

آه! که این داستان چه دشوار و هراس انگیز است!

و انسان، این خدا گونه جهان، که کائنات را به زیر فرمان می تواند آورد، چه ناتوان!

روح خدا را در خود دارد و از "ضعف" سرشته است! در هیچ مقامی، از سقوط، مصون نیست! در زندگی، همچون طفل نوپا، بر پرتگاه، همواره باید خود را مراقب بود! خاتم پیامبران توحید نیز- که معصوم ِ نخستین است- اگر خود را نگاه ندارد، می لغزد و هر چه کرده است به باد می دهد و حتی از شرک معصوم نیست!

ابراهیم، پدر پیامبران صاحب عزم، قاتل شرک و شکننده بت در تاریخ انسان، در آخرین مرحله عمر، در اوج قدرت انسانی اش و عزت الهی اش، تنها "میل فرزند"، او را تا لبه پرتگاه ابلیس کشانده است!

قدرتمندترین قهرمان توحید، پدر پیامبران خدا، پس از یک قرن ابراهیم زیستن، در قامتی سراپا نشان خدایی افتخار و یقین، اکنون، بازیچه پریشان ابلیس!

دیگر هیچ راهی برایت نمانده است، خدا و شیطان در دو سویت ایستاده اند، کدام را انتخاب می کنی؟ ابراهیم!

حجت بر ابراهیم تمام است. شک ندارد که پیام، پیام حق است، تردید در پیام را شک ندارد که تردیدی ابلیسی است.

می تواند باز هم "دلیل منطقی" آورد، دلیل منطقی اش همچنان، هست اما، وجدانش او را به مسخره گرفته است. روشنی و گرمی حقیقت را همچون پاره افروخته آتش، در عمق فطرتش، احساسش، تمامی وجودش، حس می کند، می یابد. "حقیقت"، قوی تر و صریح تر و نزدیک تر از آن است که به دلایل عقلی محتاج باشد، مرد حقیقت، آن را، همچون تابش خورشید حس می کند و همچنانکه وجود داشتن خویش را می یابد، وجود حق را وجدان می کند.

انسان حق پرست، شامه ای حق یاب دارد، شامه ای قوی که هرگز خطا نمی کند، همچنانکه زنبور عسل از فاصله صدها فرسنگ و با هزارها کوه و دشت و تاریکی و طوفان در میانه حائل، از میان بی شمار راه ها و بیراهه های کوهستانی و برّی و بحری، راه نامرئیِ کندوی خویش را، به نیروی مرموز جهت یاب خویش، می جوید و می یابد. انسان حق شناس نیز این چنین به حق پی می برد، جهت آن را، در میان شبها و طوفان ها و توطئه ها و هزارها وسوسه ها و شعبده بازی ها و چشم بندی های سرگیجه آور... تشخیص می دهد و ابراهیم- سرخیل حق پرستان تاریخ- عمر دراز خویش را در حق پرستی به سر آورده و در حق روئیده و پخته و بار آمده و اکنون چگونه می تواند پیام حق را باز نشناسد و وسوسه ابلیس را در نیابد؟

هر چند، اکنون دوست، آتشی برایش برافروخته است، هولناک تر و سوزنده تر از حریقی که دشمن برافروخته بود! و هر چند، دشمن، اکنون می کوشد تا این حریق را بر او سرد کند و گل سرخ نماید!

ملاک دوست و دشمن، حق و باطل، به آنچه با تو می کنند نیست، این دو، ملاک دیگر دارند، بالاتر از سود و زیان من و تو.

ابراهیم دیگر می داند چه باید بکند. معنی پیام را به یقین دریافته است. می داند که آن تردیدها، از هم آغاز، کار شیطان بود. عشق وصف ناپذیر پدر پیری که پس از یک عمر انتظار، در نومیدی، فرزندی یافته است، او را، ناخودآگاه، به اینگونه توجیه ها و تردیدها می کشاند تا راه گریزی بیابد، راهی که شاید بتواند، بی آنکه در برابر خدا ایستاده باشد و از حق سرپیچی کرده باشد، اسماعیل را برای خویش نگه دارد اما اکنون همه چیز روشن است و صریح.

دردناک. دردناک!

آه! که چه فاجعه ای! هول انگیز!

ابراهیم مسئول است، آری، این را دیگر خوب می داند، اما این مسئولیت تلخ تر و دشوارتر از آنست که به تصور پدری آید.

آن هم سالخورده پدری، تنها، چون ابراهیم!

و آن هم ذبح تنها پسری، چون اسماعیل!

کاشکی ذبح ابراهیم می بود، به دست اسماعیل، چه آسان!

چه لذت بخش!

اما نه، اسماعیل جوان باید بمیرد و ابراهیم پیر باید بماند، تنها، غمگین و داغدار...

با دست های پیر خونینش! ابراهیم هر گاه که به پیام می اندیشد، جز به تسلیم نمی اندیشد و دیگر اندکی تردید ندارد، پیام پیام خداوند است و ابراهیم، این عاصی بزرگ تاریخ، در برابر او، تسلیم محض!

اما هر گاه به اجرای فرمان می اندیشد و ذبح اسماعیلش، بیچارگی و عجز، چنان او را در زیر فشار می کوبد که قامت والایش، چون فانوس بر روی خود تا می شود. غم، سیمای بازی را که آئینه صفا و صلابت است، همچون پاره چرمی سوخته، چین می افکند و کبود می سازد. در زیر کوهی از درد، گویی صدای شکستن استخوان هایش را می شنود.

و ابلیس، که سلطه ضعف و بیچارگی و هراس را بر تمامی وجود ابراهیم می بیند، و می بیند که درد با او چه ها می کند، در او طمع می بندد، که ابلیس- دشمن کینه توزی که از هبوط آدم به زمین، در کمین بچه های او است- هر کجا بوی آدمیزاد می شنود حاضر است، در هر که اثری از ترس، ضعف، تردید، یأس، حسد، خودخواهی، بیشعوری و حتی دلبستگی زیاد به چیزی می خواند دست به کار می شود. حتی چیزهای «خوب» برای ابلیس می تواند دستمایه «بدی» باشد. اگر بندی بر پای رفتن تو گردد، تو را به خود خواند، از مسئولیت باز دارد، روشنی و صراحت پیام حق را در دلت تیره و سست نماید. حتی مهر فرزند. "انما اموالکم و اولادکم فتنه!" "کوره آزمایش"! "سد راه عقیده"! و اسماعیل اکنون تنها دلبستگی ابراهیم و تنها نقطه ضعفش در برابر ابلیس.

اکنون، ابراهیم دل از داشتن اسماعیل برکنده است، پیام پیام حق است. اما در دل، او جای لذت " داشتن اسماعیل" را، درد "از دست دادنش" پر کرده است. غم همچون گفتاری خشمگین بر جان ابراهیم افتاده و از درون می خوردش، بوی غم ابلیس را مست می کند، شاد می کند، غم، آدمیزاد را لقمه چربِ چنگ و دندان ابلیس می کند.

ابلیس باز امیدوار شد. در ابراهیم ِغمگین، طمع بست آنچنان که باز به سراغش آمد و پنهانی در عمق "ناخودآگاه شعور" ش دوید و باز آنچه را در آن دوبار گفته بود، تکرار کرد.

منطق ابلیس همیشه یکی است، تکرار یک چیز است. هر چند به صدها رنگ و نیرنگ:

- "این پیام را من در خواب..."!

اما نه، بس است، دیگر بس است ابراهیم!

ابراهیم تصمیم گرفت، انتخاب کرد، پیداست که "انتخاب" ابراهیم، کدام است؟

کدام؟

"آزادی مطلق بندگی خداوند"!

ذبح اسماعیل!

آخرین بندی که او را به بندگی خود می خواند!

ابتدا تصمیم گرفت که داستانش را با پسر در میان گذارد،

پسر را صدا زد پسر پیش آمد، و پدر، در قامت والای این "قربانی خویش" می نگریست! اسماعیل، این ذبیح عظیم!

اکنون، در منی، در خلوتگاه سنگی آن گوشه، گفتگوی پدری و پسری!

پدری برف پیری بر سر و رویش نشسته، سالیان دراز بیش از یک قرن، بر تن رنجورش گذشته، و پسری، نوشکفته و نازک!

آسمان شبه جزیره، چه می گویم؟ آسمان جهان، تاب دیدن این منظره را ندارد. تاریخ، قادر نیست بشنود، هرگز بر روی زمین چنین گفتگویی میان دو تن، پدری و پسری، در خیال نیز نگذشته است.

گفتگویی این چنین صمیمانه و این چنین هولناک!

پدر، گویی یارای آن را ندارد که داستان را نقل کند، کشاکش های دردناک روحش را بازگوید.

حتی، قادر نیست بر زبان آرد که: من مامورم تو را به دست خویش ذبح کنم. دل برخدا می سپارد و دندان غفلت بر جگر می نهد و می گوید:

- "اسماعیل، من در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم..."! این کلمات را چنان شتابزده از دهان بیرون می افکند که خود نشنود، نفهمد. زود پایان گیرد و پایان گرفت و خاموش ماند، با چهره ای هولناک و نگاه های هراسانی که از دیدار اسماعیل وحشت داشتند!

اسماعیل دریافت، بر چهره رقت بار پدر دلش بسوخت، تسلیتش داد:

- "پدر! در انجام فرمان حق تردید مکن، تسلیم باش. مرا نیز در این کار تسلیم خواهی یافت و خواهی دید که- ان شاء الله- از صابران خواهم بود"!

ابراهیم اکنون، قدرتی شگفت انگیز یافته بود، با اراده ای که دیگر جز به نیروی حق پرستی نمی جنبید و جز آزادی مطلق نبود، با تصمیمی قاطع، به قامت برخاست، آنچنان تافته و چالاک که ابلیس را یکسره نومید کرد و اسماعیل- جوانمرد توحید- که جز آزادی مطلق نبود و با اراده ای که دیگر جز به نیروی حق پرستی نمی جنبید، در تسلیم ِحق، چنان نرم و رام شده بود که گویی، یک "قربانی آرام و صبور" است!

پدر کارد را بر گرفت، به قدرت و خشمی وصف ناپذیر، بر سنگ می کشید تا تیزش کند!

مهر پدری را، در باره عزیزترین دلبندش در زندگی، این چنین نشان می داد و این تنها محبتی بود که به فرزندش می توانست کرد.

با قدرتی که عشق به روح می بخشد، ابتدا خود را در درون کشت و رگ جانش را در خود گسست و خالی از خویش شد و پر از عشق به خداوند.

زنده ای که تنها به خدا نفس می کشد!

آنگاه، به نیروی خدا برخاست، قربانی جوان خویش را- که آرام و خاموش، ایستاده بود- به قربانگاه برد، بر روی خاک خواباند، در زیر دست و پای چالاکش گرفت، گونه اش را بر سنگ نهاد، بر سرش چنگ زد، دسته ای از مویش را به مشت گرفت، اندکی به قفا خم کرد، شاهرگش بیرون زد، خود را به خدا سپرد، کارد را بر حلقوم قربانی اش نهاد، فشرد، با فشاری غیظ آمیز، شتابی هول آور.

پیرمرد تمام تلاشش این است که هنوز به خود نیامده، چشم نگشوده، ندیده، در یک لحظه "همه او" تمام شود، رها شود، اما...

آخ! این کارد!

این کارد... نمی بُـرَد!

آزار می دهد، این چه شکنجه بیرحمی است! کارد را به خشم بر سنگ می کوبد!

همچون شیر مجروحی می غرد، به درد و خشم، بر خود می پیچد، می ترسد، از پدر بودن خویش بیمناک می شود، برق آسا برمی جهد و کارد را چنگ می زند و بر سر قربانی اش، که همچنان رام و خاموش، نمی جنبد دوباره هجوم می آورد، که ناگهان، گوسفندی! و پیامی که:

"ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل درگذشته است، این گوسفند را فرستاده است تا به جای او ذبح کنی، تو فرمان را انجام دادی!"

الله اکبر!

یعنی که قربانی انسان برای خدا- که در گذشته، یک سنت رایج دینی بود و یک عبادت- ممنوع!

در "ملت ابراهیم"، قربانی گوسفند، به جای قربانی انسان!

و از این معنی دارتر،

یعنی که خدای ابراهیم، همچون خدایان دیگر، تشنه نیست، تشنه خون. این بندگان خدای اند که گرسنه اند، گرسنه گوشت!

و از این معنی دارتر،

خدا، از آغاز، نمی خواست که اسماعیل ذبح شود، می خواست که ابراهیم ذبح کننده اسماعیل شود، و شد، چه دلیر! دیگر، قتل اسماعیل بیهوده است، و خدا، از آغاز می خواست که اسماعیل، ذبیح خدا شود، و شد. چه صبور! دیگر، قتل اسماعیل، بیهوده است!

در اینجا، سخن از "نیاز خدا" نیست، همه جا سخن از "نیاز انسان" است، و این چنین است "حکمت" خداوند "حکیم و مهربان"، "دوستدار انسان"، که ابراهیم را، تا قله بلند "قربانی کردن اسماعیلش" بالا می برد، بی آن که اسماعیل را قربانی کند! و اسماعیل را به مقام بلند "ذبیح عظیم خداوند" ارتفاء می دهد، بی آنکه بر وی گزندی رسد!

که داستان این دین، داستان شکنجه و خودآزاری انسان و خون و عطش خدایان نیست، داستان "کمال انسان" است، آزادی از بند غریزه است، رهایی از حصار تنگ خودخواهی است و صعود روح و معراج عشق و اقتدار معجزه آسای اراده بشریست و نجات از هر بندی و پیوندی که تو را، به نام یک "انسان مسئول در برابر حقیقت" اسیر می کند و عاجز، و بالأخره، نیل به قله رفیع "شهادت"، اسماعیل وار، و بالاتر از "شهادت"

- آنچه در قاموس بشر، هنوز نامی ندارد- ابراهیم وار!

و پایان این داستان؟ ذبح گوسفندی، و آنچه در این عظیم ترین تراژدی انسانی، خدا برای خود می طلبید؟

کشتن گوسفندی برای چند گرسنه ای!

و اکنون، تویی که به "مِنی" رسیده ای، ابراهیم وار، باید قربانی ات را آورده باشی، باید، از هم آغاز، اسماعیلت را برای ذبح در منی انتخاب کرده باشی! اسماعیل تو کیست؟ چیست؟

نیازی نیست که کسی بداند، باید خود بدانی و خدا. اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد، تنها پسرت نباشد، زنت، شویت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعیتت، مقامت...

من نمی دانم، هر چه در چشم تو، جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد، هر چه تو را، در انجام مسئولیت، در کار برای حقیقت، سد شده است، بند آزادیت شده است، پیوند لذتی شده است که تو را به ماندن با خویش می خواند، "همچون غُـل جامعه به زمین استوارت بسته است" نمی گذاردت بروی، همان که با ابلیس همداستان می شود تا نگهش داری. همان که گوشـَت را، در برابر پیام حق کـَر می کند و فهمت را تار و دلت را چرکین، همان که برایت عصیان در برابر فرمان ایمان و فرار از زیر بار مسئولیت سنگین و دشوار را توجیه می کند، هر چه و هر که تو را نگه می دارد، تا نگهش داری ...!

اینها، نشانی های اسماعیل است، تو خود او را در زندگیت بجوی و بردار و اکنون که "آهنگ خدا" کرده ای، در منی ذبح کن!

گوسفند را از هم آغاز تو خود انتخاب مکن، بگذار خدا انتخاب نماید و آن را، به جای ذبح اسماعیلت به تو ارزانی کند، اینچنین است که ذبح گوسفند را، به عنوان قربانی، از تو می پذیرد؛ ذبح ِگوسفند به جای اسماعیل، "قربانی" است، ذبح ِ گوسفند به عنوان گوسفند، "قصابی"!

اکنون همه چیز پایان یافته است، حج به نهایت رسیده است. کجا؟ در منی! شگفتا! پشت دیوار مکه! منی دیوار به دیوار مکه است، حومه مکه است، چند گامی ِ کعبه!

چرا حج، نرسیده به کعبه، پایان گرفت؟

چرا نه در مکه، مسجدالحرام، کعبه؟

و چرا در منی؟

باید این راز را بفهمی، باید همه رازهای حج را بفهمی، باید در آنچه کرده ای بیندیشی، نه در تأمل های خلوت خویش، در جمع، با جمع.

از این گذشته، تکیه حج بر «جمع» است. اینجا میعادگاه خدا، ابراهیم، محمد و مردم است.

مردمی که از همه نقاط زمین به این جا آمده اند، مردمی با رنگ های مختلف، ملیت های مختلف، زبانهای مختلف، کشورها و نظام های مختلف، اما همه با یک فرهنگ، یک ایمان، یک تاریخ، یک آرمان و یک عشق!

هر گروهی نماینده طبیعی و آزاد ملتی، نه رسمی و دستچین شده و ابلاغ به دست، از متن صمیمی مردم، مردم کوچه و بازار و مزرعه و مدرسه.. نه قید طبقه، نه قید شغل، نه قید شخصیت و نه قید علم و نه قید ثروت.

مستطیع بودن، یعنی توانایی حج داشتن، نه پولدار بودن. «حج» مالیات بر ثروت نیست، وظیفه است؛ وظیفه ای چون نماز و استطاعتش شرطی عقلی. چون استطاعت انجام هر وظیفه ای!

این جا نمایندگان راستین همه ملت ها جمع اند، با دردهای ویژه خویش و دردهای مشترک همه.

دو روز، وقوف پس از عید، نشستی برای ایدئولوژی و نشستی برای عمل امروز، دهم ذیحجه، عید قربان، حج پایان یافت، اما فردا، یازدهم و پس فردا، دوازدهم را نیز ناچاری در منی بمانی.

سیزدهم را نیز می توانی در منی باشی، مختاری، در این سه روز، خروج از منطقه منی ممنوع است!

حتی برای طواف کعبه حق نداری شب را بیرون روی! چرا؟ «رَمی» تمام شده است، قربانی انجام شده است، از احرام بیرون آمده ایم، جشن گرفته ایم، همه حرمت های احرام برداشته شده است.

پس چرا بیش از یک میلیون انسان، سه روز باید در این دره خشک، پشت دروازه شهر بمانیم؟

تا... بنشینیم و به حج بیندیشیم؟

آنچه کرده ایم باید طرح کنیم و بفهمیم، بنشینیم و با همفکران و همدردان و همراهان خویش که از سراسر دنیا در اینجا جمع اند و گرم یک عشق و تافته یک ایمان، دردها، نیازها، دشواری ها و آرمان های خویش را بازگو کنیم. دانشمندان کشورهای مسلمان، روشنفکران مسئول آمده از همه قاره های جهان، مجاهدان مسلمانی که در سرزمین های خود، با استعمار، استثمار، ستم، فقر، جهل، خرافه، نفاق و فساد درگیرند، همه را بشناسند، با هم به گفت وگو بنشینند، از هم یاری بخواهند. مسلمانان جهان، جهان اسلام و اسلام را در عصر خویش، بررسی کنند و خطرات و توطئه ها و دشمنی های قطب های بزرگ جهانی و عُمّال داخلی شان را طرح کنند، راه حل بجویند، با کوشش های تفرقه افکن، تعصب های کور، موج های تبلیغاتی سیاه، خرافه پراکنی های جهل پرور، سمپاشی های کینه توزانه، روح فرقه بازی، بدعت سازی، گرایش های انحرافی ، مذهب تراشی، فرهنگ زدایی... و صدها بیماری رنگارنگی که "امت" را تهدید، می کند طرح یک مبارزه مشترک جهانی را بریزند. در راه تحقق هدف های اسلامی، آرمانهای انسانی، آزادی ملت های در بند، اقلیت های اسیر و تحت شکنجه مسلمان، در رژیم های فاشیستی و متعصب سیاسی و مذهبی دیگر، ایجاد روح هماهنگی، تفاهم، همبستگی فکری و عاطفی و استحکام وحدت صف ها در برابر دشمن مشترک و نیز طرح مسائل علمی و فکری و فقهی مورد اختلاف مذاهب اسلامی و تلاش در راه تخفیف اختلافات، کم کردن فاصله ها و شناخت درست و مستقیم یکدیگر و از طریق بحث و گفت و گو و بررسی آزاد نظریات مختلف و در روشنایی برخورد آرا و عقاید، جستجوی حقیقت و راه یافتن به سرچشمه نخستین اسلام!

سه روز توقف اجباری یک میلیون نماینده مسلمان جهان، پشت دیوار مکه، در مِنی: در این دره کوهستانی که نه جایی است برای دیدار، نه کاری است برای انجام، نه بازاری است برای خرید، نه گردشگاهی است برای تفریح، نه حتی آبادی ای برای زندگی، هیچ!

آنچنان که به فرمان پیامبر، ساختمان خانه نیز در این جا ممنوع است...

...آری، اما این نهایت کار نیست، آغاز است، این همه برای آن بود تا از "خدمت خویش" به "خدمت خلق" برسی، اما، نه از "نان"گذشتن برای "نام"! که برای "خدا"! این است که گفته اند در "موسم" بیا، تا با "جمع" آمده باشی! که به تنهایی، در حرم راه نداری.

و اکنون در پایان حج، همه "ابراهیمی ها"، پس از در هم شکستن آخرین پایگاه ابلیسی، پس از بریدن عزیزترین پیوند خودپرستی، پس از جشن پیروزی جمعی! ای همه کسانی که "توانسته اید" خود را به منی برسانید، پیش از آنکه پراکنده شوید، حتی پیش از آنکه به "خانه خدا" بروید، دو رسالت بزرگ ابراهیمی خویش را، در این دو روز برگزار کنید:

1- یک سمینار فکری و علمی آزاد و همگانی،

2- یک کنگره بزرگ اجتماعی و جهانی. این دو روز، ویژه "نتیجه گیری" حج است. کنگره ای نه در یک تالار در بسته، که در یک تنگه کوهستانی باز! نه در زیر یک سقف کوتاه، که در زیر آسمان بلند، بی در، بی دیوار، بی قید و بی بند، بی تشریفات...

کنگره ای از "خود مردم"!

... به دعوت پیامبر "کتاب و سلاح"، جبهه "سرسختان با دشمن" و "مهربانان با خویش" را، در جهان، مشخص سازند.

در کنگره آزاد منی است که هر سال همه مسلمانان جهان، از مرزهای بسته خاک و خون و حصارهای بسته نظام سیاسی خویش، به دعوت "رَبّ مردم"، "مَلِکِ مردم" و "اِله مردم"، بیرون می آیند تا در این کوهستان باز، در زیر سقف آسمان، با هم، آزادانه، بیندیشند، حرف بزنند، مسائل را طرح کنند و چاره جویی کنند و از همه همفکران خویش، در سراسر جهان، یاری بخواهند!

و. نشستی فکری، علمی، اما نه در آمفی تئاترهای آکادمیاها، نه در محفل علمی دانشگاهی و نه در چهار دیواری ویژه علما و متخصصان! سمیناری چند روزه.

سمیناری فکری، ایدئولوژیک و در آن حق شرکت و حق حرف زدن و اظهار نظر کردن، برای عام و عامی، استاد دانشگاه و کارگر کارخانه. روحانی بزرگ و مجلل، و دهقان گمنام و بی فخر... همه، هر که به اینجا آمده است، اینجا همه نشانه ها و درجه ها و رنگ ها و فاصله ها در میقات ریخته است، اینجا همه یک وجودند: انسان! و یک صفت دارند: حاج! و همین! بالاتر از ابراهیم شدن، در انسان، مقامی نیست، و اینجا، همه در نقش ابراهیم ظاهر شده اند!

اکنون، در پایان حج، پراکنده نشوید، به کشور و شهر و خانه خویش باز نگردید، باید پس از عید قربان، دو روز دیگر بمانید. بنشینید و با هم بنشینید، با هم بیندیشید و به این پرسش همیشه و همه جا پاسخ بگویید که: در جامعه "چه باید کرد؟" و بیش از آن، بنشینید و با هم بیندیشید که، در حج، "چه کرده اید؟"

 ویژه نامه حج(84) 

 ویژه نامه حج(82) 

 ویژه نامه روز عرفه(83) 

 ویژه نامه روز عرفه(82) 

 ویژه نامه عید قربان (82) 

توجه : در صورت ناقص بودن مطلب لطفا به لینک منبع مراجعه بفرمایید.
 برچسب ها : 

قربانی

ابراهیم

اسماعیلت

 منبع : Tebyan.net   لینک منبع : ابراهیم اسماعیلت را قربانی کن
مطالب مرتبط  با ابراهیم اسماعیلت را قربانی کن
ابراهیم اسماعیلت را قربانی کن
ابراهیم اسماعیلت را قربانی کن دکتر علی شریعتی .."ابراهیم! اسماعیلت را ذبح کن."! صریح تر و قاطع تر. کار "توجیه" سخت د ...
برخیز ابراهیم! ...
برخیز ابراهیم! ... برخیز ابراهیم! ... این صدای وحی است که تو را می‏خواند. ابراهیم! برخیز و تمام دل بستگی‏ات ـ اسماع ...
چرا آتش ابراهیم(ع) را نسوزاند؟
چرا آتش ابراهیم(علیه السلام)را نسوزاند؟ نمرود ، حضرت ابراهیم را در منجنیق گذاشت و به سوى آتشْ پرتاب کرد . میان زمین و آسمان ...
چرا خدا با ابراهیم (ع) دوست شد؟
چرا خداوند با ابراهیم (ع) دوست شد؟ اندر فواید نماز شب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بر شما باد به برپایی نماز ...
ابراهیم حنیف (ع )
     
ابراهیم (ع)
     
ابراهیم و اسماعیل علیه السلام
     
سوره ابراهیم
سوره ابراهیم سوره ابراهیم دارای 52 آیه است. سوره ابراهیم در «مکّه» نازل شده، به استثناى آیات 28 و 29، که طبق گفته ...
پرنده‌ات را قربانی کن
پرنده‌ات را قربانی کن پرنده ام را قربانی کردم تا دلم روشن شود. پرنده ام را بسیار دوست داشتم. او را به دنیا آورده بودم. ...
لسان صدقی که حضرت ابراهیم از خدا خواست چه بود؟!
لسان صدقی که حضرت ابراهیم از خدا خواست چه بود؟! در آیه 84 سوره شعراء آمده است؛ حضرت ابراهیم(علیه السلام) از خدا می‌‌ ...
ابراهیم یک شخصیت جهانی!!
ابراهیم یک شخصیت جهانی!! خداوند جسم نیست تا نیازمند خانه باشد. كلمه‏ى «بَیْتِیَ» در این آیه همانند «شهر الله» درباره ماه ...
دعاى ابراهیم براى امنیت و اقتصاد شهر مكه‏
دعاى ابراهیم براى امنیت و اقتصاد شهر مكه‏ وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِن ...
اسرائیلیات در داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام)
اسرائیلیات در داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) ذبیح کیست؟ اسحاق یا اسماعیل؟ برخی مفسّران اسلامی، بدون آگاهی از ...
داستان کشمکش ابراهیم(ع) و نمرود
داستان کشمکش ابراهیم(ع) و نمرود آیه 258 بقره علیرغم کوتاه بودن، متن داستانی گسترده و پرمحتوایی را در بردارد که در کشمکش ...
قربانیان خاموش را دریابید
قربانیان خاموش را دریابید طلاق اتفاق تلخ و پر آسیبی است که این روزها به خاطر کمبود مهارت های زندگی ،رو به افزایش است .کوکان ...
قصه حضرت ابراهیم(ع)
قصه حضرت ابراهیم(ع) روزی روزگاری شهری به نام بابل بین دو رودخانه دجله و فرات از شهرهای بزرگ و سرسبز آن روزگار بود. اطراف ...
میهمانان ابراهیم(ع)
میهمانان ابراهیم(ع) خداوند عده ای از فرشتگان خویش را در هیات جوانانی زیباروی بسوی ابراهیم نبی فرستاد. ابراهیم طعامی از برا ...
جعفر ابراهیمی، نامی آشنا
جعفر ابراهیمی، نامی آشنا جعفر ابراهیمی شاهد برای کودکان و نوجوانان کتاب‌خوان نامی آشناست. با این حال آن دسته از بچه‌ها ...
جریان قربانی
جریان قربانی زنی لباس‏های شوهرش را شسته و آنها را به طنابی در پشت‏بام خانه، آویزان کرده بود تا خشک شوند. ناگهان باد ش ...
جای پای حضرت ابراهیم(علیه السلام)
جای پای حضرت ابراهیم (علیه السلام) همین كه پیغمبر از خانه خارج شد جبرئیل نازل گردید و گفت: یا رسول الله! راه « غار ثور » ...
اسرار و حکمت قربانی
قربانی چیست؟ قربان عبارت از کارهای نیکی است که انسان بوسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیک کند، بنابراین عمل نیکی ک ...
جریان ملاقات حضرت ابراهیم علیه السلام با عابد
جریان ملاقات حضرت ابراهیم علیه السلام با عابد امام باقر علیه السلام مى‌فرماید: حضرت ابراهیم علیه السلام براى عبرت گرفتن از مخل ...
سلامت پا، قربانی زیبایی زنان
سلامت پا، قربانی زیبایی زنان اثرات کفش پاشنه بلند و نوک تیز پوشیدن کفش ‌های پاشنه بلند نه تنها روی سکوهای سالن‌ مد، بلک ...
قربانیان سبک زندگی دو برابر می‌شوند
قربانیان سبک زندگی دو برابر می‌شوند سازمان جهانی بهداشت (WHO) می‌گوید مرگ و میر ناشی از بیماری‌های مربوط به "سبک زندگی"  در جها ...
قهرمان توحید ابراهیم بت شکن
قهرمان توحید ، ابراهیم بت شكن (محتوای سوره ابراهیم) سیماى سوره ابراهیم‏ سوره ابراهیم هفتاد و دومین سوره است كه بعد ا ...
فضیلت و خواص سوره ابراهیم
فضیلت و خواص سوره ابراهیم محتوای سوره : حضرت ابراهیم جدّ حضرت رسول(ص)و از پیامبران اولوالعزم مى باشد و مورد تصدیق مسلما ...
همه اعمالمان را قربانی کنیم!
همه اعمالمان را قرباني کنيم! قرآن کريم پيرامون قرباني کردن و اسرار آن، پيامها و نکته هاي ژرفي دارد که پاره اي از آن در ذيل ...
ذبیح ابراهیم؛ اسحاق یا اسماعیل؟
ذبیح ابراهیم؛ اسحاق یا اسماعیل؟ قرآن به طور صریح بیان مى‏كند كه ذبیح، اسماعیل(علیه السلام) بوده است، زیرا قرآن ماجراى ذبیح ...
آیا ابراهیم مامور به ذبح فرزند بود؟
آیا ابراهیم مامور به ذبح فرزند بود؟ پیرامون آیه شریفه: وَفَدَینَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ(الصافات/107) ما ذبح عظیمی را فدای ا ...
فلسفه قربانی در حج چیست؟
فلسفه قرباني در حج چيست؟ با مروري بر آيات قرآن، فلسفه وجوب قرباني بر حج گزار را در حج، مي توان چنين برشمرد: 1.ذکر و يا ...
ابراهیم پدر ایمان
ابراهیم پدر ایمان خلیل الله روزى در اسماعیل نگاه كرد كه از شكار باز آمده بود با قدى چون سرو خرامان و روى چون ماه تابان و رخس ...
داستان ابراهیم خلیل در قرآن
داستان ابراهیم خلیل در قرآن آنچه از قرآن کریم در این باره استفاده می‌شود این است که؛ ابراهیم(ع) از اوان طفولیت تا وقتی که به ...
و خداوند ابراهیم را دوست گرفت...
و خداوند ابراهیم را دوست گرفت... با مروری بر آیات الهی خواهیم دید كه حضرت ابراهیم(ع) نزد خداوند متعال از مقام والایی برخوردا ...
از من یک قربانی نسازید
از من یک قربانی نسازید طبیعتا اولین توصیه‌ به والدین این است که تا حد امکان در حضور بچه‌ها از جروبحث با یکدیگر بپرهیزند. ...
قربانی شو چون من نگرانم
قربانی شو چون من نگرانم در مقاله قبل "کودکانی که پدر و مادرند" عنوان کردیم که کودک بر طبق اتفاقات و شیوه ارتباطی که با پدر و ...
آنها که ناخواسته قربانی شدند...
آنها که ناخواسته قربانی شدند... حتما در رسانه ها، مجلات، صفحات حوادث و.. با اخبار دردناک آزار گری به زنان، دختران و حتی پسرا ...
آزادی قربانی ازدواج!؟
آزادی قربانی ازدواج!؟ زمانیکه فرد لباس‌هایش را می‌پوشد و آماده برای رفتن به بیرون از خانه می‌شود، همسرش سریع واکنش نشان می‌ ...
قربانیان بی وفایی! کوتاه نیایید
قربانیان بی وفایی کوتاه نیایید! راهکارهای مقابله با بی وفایی همسر اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشی ...
قربانی چیست؟
قربانی چیست؟ عید قربان، پاک ترین عیدها است زیرا عید سر سپردگی و بندگی است، عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خو ...
ابراهیم فدای حسین(علیه السلام)!
ابراهیم فدای حسین(علیه السلام)! پیامبر (صلی الله علیه و آله) در سال هشتم هجری در مدینه صاحب پسری شدند که نام او را ابر ...
ابراهیم بن مالک اشتر که بود ؟
ابراهیم بن مالک اشتر نخعی که بود؟ از افرادی که در تاریخ برای خود یل و قدرت عظیمی بود وبزرگان پیرامون او بسیار سخن گ ...
امتحان داد به خوبی بخـــــــدا ابــــراهیم
امتحان داد به خوبی بخـــــدا ابــــراهیم ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد عید فرخنـــــــده ی نورانی قربــــــــ ...
آیا قربانی کردن در اسلام توصیه شده؟
آیا قربانی کردن در اسلام توصیه شده؟ قربانی كردن نمادی از قطع دلبستگی و وابستگی ها و جلوه ای از ایثار مال و جان در راه محبو ...
عید قربان، میثاق با ابراهیم
عید قربان، میثاق با ابراهیم تو در امتداد کدام خط، به کعبه رسیده ای؟ دستت در دست که بوده است که اینک حجرالأسود را لمس می ک ...
ابراهیم فدای حسین(علیه‌السلام)
ابراهیم فدای حسین (علیه‌السلام) تولد امام حسین (علیه‌السلام) به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت 1 دومین فرزند برومن ...
مجموعه سلامی به خورشید قربانی
مجموعه « سلامی به خورشید قربانی » همخوانی زیارت ناحیه مقدسه   دوست من سلام این بار تحفه‌ای از امام زمان را برایت  ...
واقعه ای در کنار مقام ابراهیم
واقعه‎ای در كنار مقام ابراهیم در سفرى كه استاد جوادى آملى به سال 1351 ه. ش به مكه معظمه مشرف گردیدند، حادثه‎اى روى داده كه ...
فلسفه قربانی در منا
فلسفه قربانی در منا   سفر حج در حقیقت یک هجرت بزرگ است، یک سفر الهی است، یک میدان گسترده خود سازی و جهاد اکبر است. مراسم حج ...
زورآزمایی ابراهیم با شیطان
زورآزمایی ابراهیم با شیطان از آنجا كه امتحان ابراهیم یكى از بزرگترین امتحانات در طول تاریخ بود، امتحانى كه هدفش این بود قلب ...
در صحف ابراهیم و موسی علیهما السلام چه بوده است؟
در صحف ابراهیم و موسی علیهما السلام چه بوده است؟ فرهنگ ابراهیمی روزی ابوذر، از رسول خدا (ص )پرسید: اى پیامبر، در "صُحُف ...
قربانی نفس
قربانی نفس مقـدمـه توفیق اجبارى بود، چند سال پیش (1371) در مورد پس انداز كمى كه داشتم از حضرت والد سؤال كردم، گفتند: به بان ...
1رمضان: نزول کتاب آسمانی صحف بر ابراهیم خلیل الله (ع)
1 رمضان: نزول كتاب آسمانی صُحف بر ابراهیم خلیل الله(ع) روایات فراوانی كه دلالت دارند بر این كه بسیاری از كتب آسمانی، از جمله ...
روز آزمون ابراهیم (ع)
روز آزمون ابراهیم (ع) دست در دست من، اینک بگذار تا که از مکه، از این شهر پر از خاطره دیدار کنیم . هر کجا گام نهی در این ش ...
قربانی از قدیمی ترین ایام تا اسلام
قربانی از قدیمی ترین ایام تا اسلام   ذبیحه و قربانی آئینی است که در اغلب ادیان و مذاهب دنیا وج ...
كرم Storm و افزایش تعداد قربانی‌ها
كرم Storm و افزایش تعداد قربانی‌ها هرزنامهنویس‌ها با یك تیز دو نشان را هدف قرار داده اند. بنا بر گزارش شركت MessageLabs، ایم ...
موضوعات
کامپیوتر و اینترنت کامپیوتر و اینترنت
مذهبی مذهبی
تغذیه تغذیه
سلامت سلامت
خانواده خانواده
اسرار خانه داری اسرار خانه داری
علمی علمی
گوناگون گوناگون
مطالب تصادفی
فضیلت و خواص سوره قدر
محبوبترین نسخه سیستم عامل اندروید
سیمای ولایت
مبهم‌سازی برای امنیت بیشتر
شیر بز؛ مغذی و زود جذب
ستاره شناسی در زیر باران
جوجه خروس من
نیروی درونی
شیپور روز آخر
چای سفید و خواص آن
درختان هیولا
حمله به مهاجمان زمین
سوزن خیاطی
جودی شما مریض است
بهترین مهندسی شهرسازی از منظر قرآن
کوالای قدرتمند اوبونتو
معنای نام "فاطمه" چیست؟
پول کم اما پُر برکت
كوكب ولایت
آشنایی با خواص بی‌نظیر مارچوبه
آیا در قرآن امر به خشونت شده؟!
عجیب ترین گوشی های دنیا(1)
آتش بس
تابلوی بافتنی
از خدا بي واسطه بخواهيم !
آمار وب سایت
تاریخروزبازدیدکننده
1393/5/2
پنجشنبه 1014
1393/5/1
چهارشنبه 1467
1393/4/31
سه شنبه 1330
1393/4/30
دوشنبه 1190
1393/4/29
یکشنبه 1324
1393/4/28
شنبه 1074
1393/4/27
جمعه 1075
تعداد کاربران آنلاین : 5
تمامي مطالب بصورت خودکار و توسط نرم افزار جستجوگر ، گردآوری شده و AdSearch.ir در مورد محتوای مطالب مسئول نمی باشد.